|
خدا را کم نشين با خرقه پوشان رخ از رندان بي سامان مپوشان طول عمر اشاره به ضعیف شدن ترشحات هورمون های درون ریز و پوک شدن مغز استخوان در افراد مسن سوره یس آیه 68 طفلی که متولد می شود هرچه بزرگتر می شود و از مرز جوانی به پیری گام می نهد در درون بدنش کاستی هائی دیده می شود . دهها هورمون درون ریز بدنش میزان ترشحات بدنش کاهش می یابد مثلاض ترشحات هورمون تستو سترون که هورمون غریزه جنسی در مردهاست و میزان ترشح هورمون استروژن و پروژسترون که هورمون جنسی در زن هاست کاهش می یابد و قدرت و شهوت جوانی کاهش می یابد . مثلاً میزان ترشحات هورمون انسولین که قند خون را از بین می برد از جزایر کانگرهانس کاهش می یابد و افراد مسن بیشتر قند خون می گیرند مثلاً ترشحات هورمون سوماتروپ کاهش می یابد میزان ترشحات غده هیپوفیز کم می شود و مغز استخوان انسان که کارش تولید خون است بع مرور زمان پوک می شود چون خون از مغز استخوان پدید می آید به مرور زمان استخوان به تولید سلول های خونی می پردازد و در تشکیل گلبول ها نقش ایفا می کند و در نتیجه خودش ترد و پوک می گردد هورمون های درون ریز و پوک شدن مغز استخوان در افراد مسن سوره یس آیه 68 طفلی که متولد می شود هرچه بزرگتر می شود و از مرز جوانی به پیری گام می نهد در درون بدنش کاستی هائی دیده می شود . دهها هورمون درون ریز بدنش میزان ترشحات بدنش کاهش می یابد مثلاض ترشحات هورمون تستو سترون که هورمون غریزه جنسی در مردهاست و میزان ترشح هورمون استروژن و پروژسترون که هورمون جنسی در زن هاست کاهش می یابد و قدرت و شهوت جوانی کاهش می یابد . مثلاً میزان ترشحات هورمون انسولین که قند خون را از بین می برد از جزایر کانگرهانس کاهش می یابد و افراد مسن بیشتر قند خون می گیرند مثلاً ترشحات هورمون سوماتروپ کاهش می یابد میزان ترشحات غده هیپوفیز کم می شود و مغز استخوان انسان که کارش تولید خون است بع مرور زمان پوک می شود چون خون از مغز استخوان پدید می آید به مرور زمان استخوان به تولید سلول های خونی می پردازد و در تشکیل گلبول ها نقش ایفا می کند و در نتیجه خودش ترد و پوک می گردد اشاره به خاصیت شفادهندگی عسل سوره نحل آیه 70 و71 آیا اگر زنبور عسل اراده کند خانه هائی برای خود نسازد و از میوه های خوب نخورد و مثل پشه بر آلودگی ها بنیشیند دیگر نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد ؟ جواب چرا اما اینکه مو به مو به وحی الهی عمل می کند و مانند انسانی کارگری خانه می سازد و بر روی بهترین میوه ها و گلهای پاک می نشیند این دلیلی بر ارتباط این موجود با خدا نیست ؟ در این آیه آمده : یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس خارج می شود از درونش شربت شیرینی به رنگ های مختلف که در اوست شفای مردمان رنگ عسلها بستگی به گلی دارد که زنبور مکیده و هر گل و گیاهی در طبیعت یک خاصیت درمانی دارد وقتی که به داروخانه گیاهی می روید انواع گلهای خشک شده را به شما می فروشند برای بیماری های مختلف، زنبور عسل بسته به نوع گلی که مکیده شده عسلش خاصیت درمانی دارد وقتی که به داروخانه گیاهی می روید انواع گلهای خشک شده را به شما می فروشند برای درمان بیماری های مختلف زنبور عسل بسته به نوع گلی که مکیده عسلش خاصیت درمانی آن گل را هم پیدا می کند و در رفع بسیاری از بیماری ها نافع است . عسل برای درمان بسیاری از بیماری های اعصاب مفید است و علم ثابت کرده اگر آبلیمو را با عسل مخلوط کنیم و بخوریم برای درمان گلو درد های چرکی مفید است بدون اینکه نیازی به داروها باشد . شاره به گردش زمین و نقش خواب در تثبیت پیام های عصبی و آرامش روح و جسم سوره النبأ 6 =7 =8 = 9 . گهواره همواره در حال چرخش است و طفل را داخل آن می گذارند و می چرخانند ، خدا فرموده آیا ما زمین را گهواره قرار ندادیم ؟ که اشاره است به حرکت زمین به دور خودش و به دور خورشید که مانند گهواره ای بندگان خدا در آن زندگی می کنند اما خودش همواره در حرکت و تکان خوردن است . همانطور که گهواره ستون می خواهد تا طفل درونش آرام گیرد کوه ها هم ستون زمین هستند تا بر زمین فشار آورند و مانع شکسته شدن لایه های زمین و تولید زلزله شوند یعنی کوه ها ستون گهواره هستند تا طفل در آن آرام گیرد تا زلزله نیاید و در مناطق کوهستانی زلزله کم است و مردم در آن آرام گیرند . امروزه علم کشف کرده است که در مغز انسان مکان هائی وجود دارد که موادی در آن ها ایجاد می شود وقتی که انسان می خوابد آن مکان ها مانند باطری شارژ می شود و مقدار آن مواد در آن زیاد می شود و وقتی انسان بیدار می شود میزان آن مواد کم کم کاهش می یابد طوری که اگر خواب نبود ، بیم آن بود انسان شبیه دیوانه ها شود یعنی خواب باعث شارژ سلول های عصبی و مغز شده و باعث قوی شدن گیرنده های عصبی و واکنش سریع آنان با محیط می گردد و خدا در قرآن می فرماید : و جعلنا نومکم سباتا : یعنی خدا خواب را مایه ثبات شما قرار داده که عمل ترمیمی سلول های مغزی که باعث شارژ شدن مغز می شود را در پی خواهد داشت . كتاب «اعجاز علمي قرآن» تاليف نويسنده مصري «دكتر سيّدجميلي» و ترجمه و ويرايش «فاطمه مشعلاوي و كاظم مطلق» توسط انتشارات فراگفت منتشر شد. ادامه مطلب بررسیها و تحقیقات علمی یكی دیگر از جنبههای اعجاز قرآن در زمینه علم جغرافی و طبیعی پرده برداشت. ادامه مطلب
تأملی در اعجاز علمی قرآن لاله اسلامیراد0 چكیده: مقاله حاضر پس از ذكر مقدماتی راجع به شیوه های تفسیری و تاریخچه تفسیر علمی این سوال را مطرح می كند كه آیا اصولاً می توان طرح مسائل علمی در قرآن را به مثابه "اعجاز" برشمرد یا نه . آنگاه با توجه به برخوردارنبودن این گونه مسائل در قرآن از شروط علمی معجزه, به این نتیجه میرسدكه اطلاق "اعجاز" بر این جنبه از جوانب مهم كتاب آسمانی قرآن چندان صحیح نیست. نكته اساسی در این میان البته آن است كه قرآن كریم قرنها قبل از دستیابی انسان به پیشرفتهای شگرف معاصر این مسائل را مطرح كرده و این نكته خواه ناخواه می تواند نشانه وحیانی بودن قرآن تلقی شود. شیوه های تفسیری تفسیر از ماده ((فسر)), به معنای ایضاح و تبیین گرفته شده است. در مورد این كلمه در قاموس قرآن آمدهاست : ((فسر: ایضاح و تبیین؛فسرالشیء:بینه و اوضحه)). تفسیر قرآن به این معنا, بیان اراده الهی به شكل كاملا روشن است.. تفسیر اگر براساس قرآن و سنت قطعی باشد,یعنی قرآن را با حدیث صحیح و با خود قرآن تفسیر كند,صحیح است و اگر مبتنی بر تفسیر به رای باشد, و ایات قرآن را بر نظر و عقیده خود حمل كند, در روایات از آن نهی و نكوهش شده است؛ مگر آنكه نظر خود را به طور قطع به قرآن نسبت ندهد بلكه بطور مثال بگوید :((چنین به نظر میرسد ولی مراد واقعی پیش خدا و برگزیدگان اوست)).1 علامه طباطبائی تفسیر را (( بیان معانی ایات قرآن مجید و كشف مقصود و مضمون آنها)) میداند و آن را یكی از دغدغههای جامعه اسلامی از زمان نزول قرآن برمیشمارد..2 از آغاز نزول قرآن تاكنون شیوه های تفسیری گوناگونی رواج داشته است. طبقه اول مفسران, قرآن را به شیوه روایی تفسیر و به ذكر روایات رسول اكرم(ص) و بیان مختصری از جنبه های ادبی و شان نزول آنها اكتفا میكردند. اما فتوحات و گسترش قلمرو اسلامی و عوامل دیگری از این دست موجب آشنایی مسلمانان با فرقههای جدید و آشنایی آنان با فلسفه یونان و رواج اندیشههای صوفیانه در بین آنان گشت و تفاسیر رنگ جدیدی به خود گرفت و تفاسیر كلامی و فلسفی نیز عرضه گردید. با ظهور مسائل جدید در جهان اسلام , جبهه گیری های گوناگونی در مقابل آنها پدید آمد و به دنبال آن فرقههایی پدیدآمدند كه قرآن را بر اساس مبانی فكری خود تفسیر میكردند. اختلاف در شیوههای تفسیری بهخصوص در بین متكلمان , فلاسفه و متصوفه مشهود است, و علامه طباطبائی را واداشته است كه از این اختلافها به ((تطبیق قرآن)) تعبیر كند. بسیار تفاوت است بین اینكه ببینیم قرآن چه میگوید با اینكه تلاش كنیم قرآن را برمعنای خاصی تطبیق دهیم. در شیوه نخست, باید هر ذهنیتی را كنار بگذاریم و تنها ببینیم از قرآن چه میفهمیم. ولی در روش دوم, برخی مطالب غیربدیهی را اساس قرارداده,قرآن را طبق آن معنی میكنند. مسلم است این عمل بحث از معانی واقعی قرآن نخواهد بود..3 تاریخچه تفسیر علمی یكی دیگر از شیوههای تفسیر, تفسیر علمی قرآن است. علامه طباطبایی در مورد این كه چگونه این شیوه تفسیری جای خود را در میان سایر شیوههای تفسیری بازكرد میگوید: ((در دورههای اخیر مسلك تازهای بر مسلكهای سابق افزوده شد و آن اینكه جمعی از كسانی كه در زمره مسلمانانند بر اثر سر و كار داشتن با مطالعات علوم طبیعی كه بر اساس حس و تجربه بنا شده و علوم اجتماعی كه متكی به آمارهای حسی است, تمایل به مذهب فلاسفه حسی اروپا یا مكتب اصالت كار (عمل) پیدا كردند... روی این زمینه گفتند حقایق دینی نمی تواند با اصول علمی (اصولی كه همه موجودات را مادی یا از خواص ماده میداند) مخالفت داشته باشد. بنابراین چنانچه در مطالب دینی موضوعاتی برخلاف علوم دیده شود, مانند عرش و لوح و قلم, حتما باید از طریق قوانین مادی توجیه شود)). علامه آنگاه نتیجه میگیرد كه این گروه به دلیل ناصحیح شمردن روایات به دلیل تحریف و مداخلهای كه در آنها صورت گرفته, روایات را منبع خوبی برای تفسیر ندانستند و بهترین شیوه را تفسیر علمی یافتند..4 ولی به نظر میرسد كه این گروه این پیش زمینه ذهنی را داشتهاند كه مسائلی از قبیل عرش و كرسی و لوح و قلم ... با مسائل علمی ناسازگار است و در مقابل علم قرار دارد. حال آن كه اگر برای اثبات این گونه مسائل, دلایل علمی در دست نیست, اما دلیلی علمی بر رد آن نیز وجود ندارد. علامه طباطبایی در نهایت میگوید: (( حتی ائمه نیز رغبتی نسبت به تفسیر علمی نشان ندادهاند و همواره در تفسیر و تعلیم ایات, به خود ایات استشهاد میكردند و حتی در یك مورد, به دلیل های عقلی و فرضیه های علمی برای تفسیر ایات دست نزدهاند.)).5 اما این گفته از جهتی قابل نقد است و آن اینكه اگر پیامبر(ص) و ائمه(ع) به تفسیر علمی دست نزدهاند به این دلیل نیست كه با این شیوه مخالف بودهاند بلكه از این جهت بوده كه جامعه آن روز از لحاظ علمی پیشرفت چندانی نداشت و با بعضی فرضیههای ناصحیح و خرافی روبه رو بود. از این رو, اگر معصومین(ع) میخواستند به این كار دست زنند, ابتدا میبایست به تفصیل قوانین علمی را بیان كنند و سپس به تفسیر علمی ایات را بپردازند و این كار مجال بسیاری میطلبید و پرداختن به آن سبب میشد كه از بحث در مورد ضروریات و اصول وچارچوب دین بمانند. در تفسیر نمونه, حدیثی از امام علی(ع) نقل شده است كه تفسیری كاملا علمی است.این نشان میدهد كه ائمه(ع) از بیان این مطالب خودداری نكردهاند. تفسیر نمونه این حدیث را از الدرالمنثور و روح المعانی نقل میكند . متن روایت به این شرح است:((خرج ابن ابی حاتم عن علی(ع) قال: تنشقّ السماء من المجرّه؛ یعنی, آسمانها از كهكشانها جدا میشوند)) ..6 با توجه به این نكات و از آنجا كه ارائه تفسیرهای علمی به پیدایش مبحثی با عنوان اعجاز علمی قرآن انجامیده است, به نظر میرسد این بحث قابل پژوهش و بررسی است, تا روشن شود كه ایا اصولاً طرح برخی از نكتههای علمی در متن قرآن میتواند به مثابه اعجاز تلقی شود یا نه. مفهوم اعجاز علمی قرآن هرگونه تعریفی كه از اعجاز علمی ارائه شود طبعاً , باید با تعریف اعجاز و معجزه همسو باشد. به بیان دیگر تمام شروطی كه در تعریف معجزه آمده باید در مسائل علمی قرآن نیز حاضر باشد تا اطلاق لفظ "اعجاز" برآن مسائل صحیح بنماید.. در لغت "اعجاز" یعنی عاجز كردن و در اصطلاح عبارت از هر عملی است كه از كسی با ادعای پیامبری و برای اثبات ادعای او صادر شود و همگان از آوردن آن ناتوان بمانند و تایید كننده صدق او در ادعایش باشد. دانشمندان برای معجزه , ویژگیهای دیگری نیز از قبیل قابل تعلیم نبودن, مطابق با امر موعود بودن و ... بر شمردهاند. با توجه به مطالب فوق, اعجاز علمی قرآن نیز تنها باید از طریق خرق عادت صورت گرفته و به قدرت مافوق بشری نیاز داشته باشد. برای كشف این جنبهها باید تحدی شود؛یعنی تمام كسانی كه ادعا میكنند میتوانند مسئله را كشف كنند باید به مبارزه فراخوانده شوند و در نهایت اثبات شود كه راه كشف آن برهمگان بسته است و هیچ كس قدرت كشف آن را ندارد. بر این اساس به نظر میرسد چنانچه بخواهیم مسائل علمی قرآن را با این ملاك بسنجیم, هیچ یك از آنها حائز شروط اعجاز نباشد؛ زیرا مشاهده میشود بعضی مسائل علمی جدید, در هزار و چهارصد سال پیش در قرآن مطرح بوده است. این مطلب بیانگر آن است كه كشف آن مسئله برای بشر, جنبهی خرق عادت نداشته و رسیدن به آن از اصل برای بشر میسر بوده است. همه مسائل علمی جدید كه در قرآن آمده است و آن دسته از مسائلی كه بشر هنوز موفق به كشف آنها نشده و احتمالا در قرآن به آنها اشاره رفته است دارای اعجاز نیستند, زیرا راه كشف آنها , مافوق بشری نبوده و راه فهمیدن آن از مجرای طبیعت و تجربه میسر است. نكته قابل تأمل و تحسین آن است كه قرآن نخستین بار بعضی مسائل را كه تا عصر نزول و مدتها بعد برای بشر نامكشوف بوده, از پیش بیان داشته است. عدم انحصار ابعاد گوناگون قرآن به جنبه های علمی قرآن كتاب علوم طبیعی نیست و نمی توان از آن انتظار داشت كه چون برخی ایات مرتبط با مسائل علمی در آن آمده, پس كوچكترین علوم و جزئیترین مباحث در آن مطرح شده باشد؛ مثلا به علم تشریح پرداخته و تمام بیماریها را معرفی و سپس علائم و راههای درمان آن را بیان كردهباشد. زیرا قرآن برای این هدف نازل نشده است. قرآن آمده است انسان را به سوی زندگی سعادتمند و جاوید هدایت كند و او را به نیروهای درونیاش آگاه كند . قرآن نازل نشده است تا صرفا به بیان پارهای علوم خاص و علوم طبیعی بپردازد و دائرهالمعارفگونه باشد.از این رو, اگر می بینیم كه قرآن خود را ((تبیانا لكل شی)) معرفی میكند منظور این است كه هرچه را كه برای رسیدن به این هدف برای انسان لازم است, آورده است..7 اهمیت اشتمال قرآن بر جنبههای علمی در این است كه درمییابیم قرآن مسائلی علمی را كه به تازگی بشر به آن دست یافته, مدتها پیش مطرح كرده است. چرا قرآن مشتمل بر مسائل علمی است؟ در پاسخ به این پرسش كه چرا در قرآن مسائل علمی مطرحشده , به دو نكته اشارهمیكنیم: 1ـ خداوند با علم خود میدانسته كه اگر این كتاب فقط به جنبه های دینی بپردازد در اینده مردمی خواهند آمد و میگویند, دیگر عمر دین به پایان رسیده است؛ حالا كه بشر خودش میتواند پرده از اسرار علوم بردارد, دیگر نیازی نیست كه به دین متوسل شود. بنابراین خدوند برای این كه راه را بر این گروه ببندد,برخی جنبههای علمی را در این كتاب گنجانده است. استناد به این ایه میتواند تا حدودی این نكته را تایید كند: ((سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه لحق))؛ یعنی به زودی ایات خود را در آفاق و انفس به ایشان نشان می دهیم تا بر ایشان روشن شود كه همانا قرآن حق است. در اینجا توجه به ((س)) به معنای به زودی در كلمه ((سنریهم)) قابل توجه به نظر میرسد. .8 2ـ شكی نیست كه دعوت اسلام فقط ویژه قوم عرب نیست . قرآن به این نكته این طور اشاره میكند: ((و ما ارسلناك الا رحمه للعالمین)) ,((و ما ارسلناك الا كافه للناس بشیرا و نذیرا ولكن اكثرالناس لایعلمون)). از سویی اعجاز بلاغی قرآن فقط برای كسانی قابل درك است كه از تمام زیر و بم زبان عربی آگاه باشند. از طریق ترجمه هم نمیتوان این اعجاز را منتقل كرد, زیرا در ترجمه زبانی به زبان دیگر, همه ویژگیهای زبانی را نمیتوان انتقال داد. از طرفی چون دعوت قرآن عمومی است نمیتوان از همه مردم دنیا خواست كه ابتدا زبان عربی را نیك بیاموزند تا بتوانند اعجاز قرآن را درك كنند. دعوت قرآن عمومی و همگانی است و استدلالات و وجوه اعجاز آن نیز باید همه فهم و فراگیر باشد؛نه این كه فقط مخصوص قوم خاصی باشد. مسائل علمی یكی از همین دست استدلالهاست كه به هرزبانی ترجمه شود, همه مفهوم و معنای خود را كاملاً دربردارد و چیزی از آن فروگذار نمیشود. .9 تا چه حد میتوان ایات قرآن را بر مسائل علمی تطبیق داد؟ جواب این سوال بسیار با اهمیت است. زیرا نتیجهای كه یك تطبیق میتواند داشته باشد در رد حقانیت قرآن و یا تایید آن نقش دارد. طبق نظر بسیاری از دانشمندان , در تطبیق باید دو نكته را مورد توجه قرار داد: الفـ ایات را بر مسائل علمی اثبات شده و قطعی تطبیق دهیم؛ یعنی, تطبیق ایات بر فرضیات غیراثبات شده , غلط است؛ زیرا فرضیه چیزی است كه هنوز درستی آن اثبات نشده.10 در حالی كه ما معتقدیم كه قرآن چیزی از سنخ قانون است و قانون نیز بیانگر مسائل محكم و استوار است. لذا چنین مقایسه ای از اصل اشتباه است؛ زیرا دو چیز را كه اصلا سنخیتی با هم ندارند با هم تطبیق دادهایم. علم برای اثبات خود باید راه خود را طی كند و اثبات مسائل علمی از حیطه وظیفه قرآن خارج است. قرآن هم برای اثبات حقانیت خود باید راه خود را برود. اگر قرآن برخی مسائل علمی را هم مطرح كرده تنها به خاطر تأمین هدف تربیتی آن است نه این كه صرفا بخواهد مهر تاییدی باشد برای انواع گوناگون علوم. بـ بیان قرآن در رابطه با مسائل علمی باید روشن و واضح باشد..11 , و آشكارا به نكته علمی خاصی اشاره كرده باشد؛ درست مثل مقالات علمی تا چنانچه فرضیهای بعدها غلط از آب درآمد ایاتیكه برای اثبات آن آوردهاند و در نتیجه حجیت قرآن زیر سوال نرود. نتیجه بحث اعجاز علمی قرآن به معنی مسائل علمی مطرح شده در قرآن است كه دارای تمام ویژگی های معجزه باشد. با توجه به این تعریف , از آنجا كه مسائل علمی توسط بشر قابل رد یا اثبات است, پی بردن به آنها جنبه فوق بشری ندارد و معجزه به شمار نمیرود. آنچه از یك كتاب آسمانی انتظار میرود ارائه برنامهای هدایتی برای زندگی است نه بیان مسائل علمی. مگر آنجا كه طرح این مسائل در خدمت این هدف باشد. بر همین اساس, قرآن برای توجه دادن انسان به عظمت كتاب آسمانی, بعضی مسائل علمی را در لابلای ایات و سوره های خود بیان كرده كه بشر مدتها بعد از نزول قرآن به آنها پی برده است . هم چنین در تطبیق مسائل علمی با قرآن, باید توجه داشت كه این امر به تقابل ایات قرآن با اصول ثابت شدهی علمی منجر نشود. زیرا این امر چه بسا ممكن است به خدشه دارشدن حجیت قرآن و سستی اعتقاد مومنان به قرآن گردد.
منبع:www.hadith.ac.ir
|